ربيع بن أحمد الأخويني البخاري

472

هداية المتعلمين في الطب ( فارسى )

متحير « 1 » ، اكنون آماس آرذ و سدّه كند ، ( f . 377 ) و اكر قوّت « 2 » هاضمه افزون امذه است « 3 » قوّت شهوت طعام بكاهذ از بهر آنك هر روزى « 4 » اندكى سوداء ترش از سبرز « 4 » بمعده اندر آيذ تا بيدار كند مر « 5 » قوّت شهوت طعام را ، اكنون جن نيايذ اين سودا سوى معده ، ان منفعت قوّت شهوانى انجا نبوذ و ازين قبل شهوت طعام « 6 » ناقص كردذ . و « 7 » باز آماسها كى بسبرز آيذ بيشتر صُلب بوذ از قبل سطبرى آن خلط را ، و بوذ كى كرم بوذ از قبل آنك بسبرز شرايين بسيارند و بدين شرايين اندر « 8 » ناچار خونى بوذ كرم ، و بوذ كى آماس « 9 » آيذ جنانك « 9 » كوئى باذستى و اين از قبل آن بوذ كى سودا نفّاخست نفخه ، افكند بسبرز ، و اين آماسها ببسوذن بديد بوند اكر صلب بوذ يا نفخه ، و اكر « 10 » كرم بوذ يا سرد ، و اكر خرد بوذ يا بزرك ، و بوذ نيز كه استخوان آخرك كتف آكاهى يابذ از سوى جب « 11 » و جنان نمايذ كوئى فرو كشذ مر او را از قبل معاليق سپرز و مشاركت حجاب با سبرز جى سبرز بحجاب بردفسيذه بوذ ، جن سبرز كران كردذ حجاب ديافرغما « 12 » فرو كشد ، و جن حجاب ديافرغما « 12 » فرو كشيذه كردذ اين استخوان آخرك اكاهى يابذ و درد كند « 13 » و دم كوتاه كند هم از سبب حجاب را ، و بقراط اين جنين را تنفّس بكائى خوانده است ، و بامراض حجاب و شوشه نيز « 14 » همين « 14 » دم زدن بديذ آيذ و آن بذ بوذ سبب و اين آن بوذ كه حجاب نتوانذ دم « 15 »

--> ( 1 ) - ب ه : كردد ( 2 ) - ب ه : دافعه ضعيف كردد و دفع نكند از ان افزونيها ناشايسته كى از قوت ( 3 ) - ب ه : آيذ ( 4 - 4 ) - ف : از سپرز اندكى سودا ترش ( 5 ) - ف : « مر » ندارد ( 6 ) - ف : افزوده . انجا نبوذ و ( 7 ) - ف : « و » ندارد ( 8 ) - ف : « اندر » ندارد ( 9 - 9 ) - ف : جنان ( 10 ) - ف : افزوده . شكم ( 11 ) - ب ه : ازو سوى جب م : از روى جب ( 12 - 12 ) - ف : ندارد ( 13 ) - ب ه : باشد كى ( 14 - 14 ) - ف : هم ( 15 ) - ف : افزوده : زدن